loading...

دانلود سریال قورباغه

بازدید : 1445
چهارشنبه 7 آبان 1399 زمان : 23:42

- در سینماها: MONOS - مصاحبه با Alejandro Landes -
تلاقی مهار نشده بین Apocalypse Now و اعلیحضرت مگس ها ، در اینجا شرح وقایع خشونت آمیز یک آمریکایی در دست یک کماندو از چریک های نوجوان است - وحشیانه تر. این سفر به انتهای جنگل کلمبیا در جستجوی کارایی کابوس ، مصنوعات را چندین برابر می کند ، اما ثابت می کند که الخاندرو لاندز نامی است که باید از او پیروی کند. و همه اینها در مورد کلمبیا ، واقعی ، به ما چه می گوید؟ ملاقات.

چرا بگوییم آدم ربایی در کلمبیا به گونه ای افسانه ای بی انتها است؟ در کلمبیا ، آدم ربایی رایج ترین مورد افراد است. آنها می گویند ما در اینجا در یک روند صلح هستیم. اما کشور من آنقدر جنگ را با روند صلح همراه داشته است که من نمی خواستم فیلم من در مورد آن صحبت کند. از این رو تمایل به گمراه کردن ، از بین بردن زمان ، با این لحن تا حدودی خیالی ، بین خارق العاده و ابررئالیسم ، بین ژانرهای مختلف وجود دارد ... مانند یک رویای بیدار.

اما برای همه اینها ، غیرممکن است که به FARC فکر نکنید ...
بله ، اما به خود بگویید که در کلمبیا بسیاری از سازمانهای مسلح وجود دارد ، بین شورشیان ، ارتش ، مواد مخدر ، شبه نظامیان ... چریک های کاسترو ، مائوئیست ها ، لنینیست ها ، M19 ، ارتش آزادیبخش ملی و البته FARC. هرکدام کدهای خاص خود ، زبان و نشانه های خود را دارند. مورد موجود در فیلم ترکیبی از بسیاری از جناح ها در سراسر جهان است. لباس یکی از نوجوانان از روسها در کریمه گرفته شده است ، بدون نشان ملی ، دیگری مانند جنبش راستافاریان ترس را بر تن می کند. همه آنها چکمه های لاستیکی می پوشند ، که در مقابل چکمه های چرمی ارتش منظم ، یک قسمت اصلی از چریک ها است ، اما در یک زمان دیگر آنها پابرهنه راه می روند ، در حالی که صورت آنها رنگی پوشیده شده است ، مانند "suave pisa" ( ملایم واکر) ، یک گروه نخبه که کمی شبیه مهرهای نیروی دریایی چریکی بود. این یک کد جنگی از جای دیگر ، از ویتنام است. یکی از سریع ترین چیزهای در گردش و به اشتراک گذاری در جهان ، مبارزه با ایده ها است.

به نظر می رسد یک شخصیت به خصوص آزار دهنده باشد ، مرجع آنها ، "el mensajero". ویلسون سالازار ، بله. او یک مبارز سابق FARC است ، جایی که به عنوان "el enano" (کوتوله) شناخته می شد. پدرش در حالی که خیلی جوان بود کشته شد و برای انتقام گرفتن از او وارد خدمت شد. نوعی وضعیت که فیلم نیز درباره آن صحبت می کند. و دقیقاً ، به یک "پیزا شیرین" تبدیل شده است. امروز او یک تحلیلگر جنگ است و در گروه های شورشی متخصص است و در همه این مسائل فوق العاده به ما کمک کرده است.

شما گفتید آدم ربایی در کلمبیا تقریباً امری عادی است ، آیا آن را از نزدیک تجربه کردید؟ من در سائوپائولو ، برزیل متولد شدم و در کویتو ، اکوادور بزرگ شدم. برای مدت طولانی ، من فقط به طور موقت در کلمبیا زندگی کردم. خانواده مادرم ، اهل مدلین ، آدم ربایی های زیادی داشته اند. آخرین مورد ، خواهر پدربزرگم است. اگر بخواهید ، جنگ نوعی آدم ربایی نیز هست: پدربزرگ من ، در واقع ، او در دانشگاه کالیفرنیا تحصیل می کرد که هنگام جنگ جهانی دوم ، در نرماندی ، برای رفتن و جنگ انتخاب شد. ، پنج روز پس از D-Day. و من اینجا هستم ، نوه او ، یک فیلم جنگی مدرن را منتشر می کنم.

به چه معنا ، جنگ مدرن؟
زیرا جنگ امروز ، چه در سوریه ، عراق ، آفریقا یا هرجای دیگر ، در عقب رخ می دهد. آن جنگهای حماسی در خط مقدم از بین رفته است. حتی تصورات پیروزی و شکست نیز تار شده است. به همین دلیل مردم فیلم های جنگ جهانی دوم را دوست دارند: از نظر اخلاقی هنوز نسبتاً واضح بود. پیشانی مشخص شد. امروز ، برای پایان دادن به یک درگیری مسلحانه ، توافق نامه صلح ضروری شده است ، زیرا هرگز به پیروزی کامل پایان نخواهد یافت ، دیگر امکان پذیر نیست. من اخیراً مقاله ای را در نیویورک تایمز خواندم که یادآور نوجوانان جوان مونوس بود ، در مورد یک پسر 18 ساله که با ساده لوحی آمریکایی راهی افغانستان شد تا برای کشورش بجنگد. در آنجا فقط مه جنگ را پیدا کرد.

- در سینماها: MONOS - مصاحبه با Alejandro Landes -
تلاقی مهار نشده بین Apocalypse Now و اعلیحضرت مگس ها ، در اینجا شرح وقایع خشونت آمیز یک آمریکایی در دست یک کماندو از چریک های نوجوان است - وحشیانه تر. این سفر به انتهای جنگل کلمبیا در جستجوی کارایی کابوس ، مصنوعات را چندین برابر می کند ، اما ثابت می کند که الخاندرو لاندز نامی است که باید از او پیروی کند. و همه اینها در مورد کلمبیا ، واقعی ، به ما چه می گوید؟ ملاقات.

چرا بگوییم آدم ربایی در کلمبیا به گونه ای افسانه ای بی انتها است؟ در کلمبیا ، آدم ربایی رایج ترین مورد افراد است. آنها می گویند ما در اینجا در یک روند صلح هستیم. اما کشور من آنقدر جنگ را با روند صلح همراه داشته است که من نمی خواستم فیلم من در مورد آن صحبت کند. از این رو تمایل به گمراه کردن ، از بین بردن زمان ، با این لحن تا حدودی خیالی ، بین خارق العاده و ابررئالیسم ، بین ژانرهای مختلف وجود دارد ... مانند یک رویای بیدار.

اما برای همه اینها ، غیرممکن است که به FARC فکر نکنید ...
بله ، اما به خود بگویید که در کلمبیا بسیاری از سازمانهای مسلح وجود دارد ، بین شورشیان ، ارتش ، مواد مخدر ، شبه نظامیان ... چریک های کاسترو ، مائوئیست ها ، لنینیست ها ، M19 ، ارتش آزادیبخش ملی و البته FARC. هرکدام کدهای خاص خود ، زبان و نشانه های خود را دارند. مورد موجود در فیلم ترکیبی از بسیاری از جناح ها در سراسر جهان است. لباس یکی از نوجوانان از روسها در کریمه گرفته شده است ، بدون نشان ملی ، دیگری مانند جنبش راستافاریان ترس را بر تن می کند. همه آنها چکمه های لاستیکی می پوشند ، که در مقابل چکمه های چرمی ارتش منظم ، یک قسمت اصلی از چریک ها است ، اما در یک زمان دیگر آنها پابرهنه راه می روند ، در حالی که صورت آنها رنگی پوشیده شده است ، مانند "suave pisa" ( ملایم واکر) ، یک گروه نخبه که کمی شبیه مهرهای نیروی دریایی چریکی بود. این یک کد جنگی از جای دیگر ، از ویتنام است. یکی از سریع ترین چیزهای در گردش و به اشتراک گذاری در جهان ، مبارزه با ایده ها است.

به نظر می رسد یک شخصیت به خصوص آزار دهنده باشد ، مرجع آنها ، "el mensajero". ویلسون سالازار ، بله. او یک مبارز سابق FARC است ، جایی که به عنوان "el enano" (کوتوله) شناخته می شد. پدرش در حالی که خیلی جوان بود کشته شد و برای انتقام گرفتن از او وارد خدمت شد. نوعی وضعیت که فیلم نیز درباره آن صحبت می کند. و دقیقاً ، به یک "پیزا شیرین" تبدیل شده است. امروز او یک تحلیلگر جنگ است و در گروه های شورشی متخصص است و در همه این مسائل فوق العاده به ما کمک کرده است.

شما گفتید آدم ربایی در کلمبیا تقریباً امری عادی است ، آیا آن را از نزدیک تجربه کردید؟ من در سائوپائولو ، برزیل متولد شدم و در کویتو ، اکوادور بزرگ شدم. برای مدت طولانی ، من فقط به طور موقت در کلمبیا زندگی کردم. خانواده مادرم ، اهل مدلین ، آدم ربایی های زیادی داشته اند. آخرین مورد ، خواهر پدربزرگم است. اگر بخواهید ، جنگ نوعی آدم ربایی نیز هست: پدربزرگ من ، در واقع ، او در دانشگاه کالیفرنیا تحصیل می کرد که هنگام جنگ جهانی دوم ، در نرماندی ، برای رفتن و جنگ انتخاب شد. ، پنج روز پس از D-Day. و من اینجا هستم ، نوه او ، یک فیلم جنگی مدرن را منتشر می کنم.

به چه معنا ، جنگ مدرن؟
زیرا جنگ امروز ، چه در سوریه ، عراق ، آفریقا یا هرجای دیگر ، در عقب رخ می دهد. آن جنگهای حماسی در خط مقدم از بین رفته است. حتی تصورات پیروزی و شکست نیز تار شده است. به همین دلیل مردم فیلم های جنگ جهانی دوم را دوست دارند: از نظر اخلاقی هنوز نسبتاً واضح بود. پیشانی مشخص شد. امروز ، برای پایان دادن به یک درگیری مسلحانه ، توافق نامه صلح ضروری شده است ، زیرا هرگز به پیروزی کامل پایان نخواهد یافت ، دیگر امکان پذیر نیست. من اخیراً مقاله ای را در نیویورک تایمز خواندم که یادآور نوجوانان جوان مونوس بود ، در مورد یک پسر 18 ساله که با ساده لوحی آمریکایی راهی افغانستان شد تا برای کشورش بجنگد. در آنجا فقط مه جنگ را پیدا کرد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 2

درباره ما
موضوعات
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    <
    آمار سایت
  • کل مطالب : 21
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 11
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 40
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 53
  • بازدید ماه : 53
  • بازدید سال : 238
  • بازدید کلی : 23520
  • کدهای اختصاصی