loading...

دانلود سریال قورباغه

بازدید : 153
دوشنبه 15 شهريور 1400 زمان : 12:30

دانلود شب های مافیا 3 فصل سوم 3 قسمت سوم 3 | دانلود قسمت سوم 3 شب های مافیا 3 فصل سوم 3

مسابقه رئالیتی شو شب های مافیا 3 فصل سوم 3 قسمت سوم 3 یک مجموعه تلویزیونی ایرانی به کارگردانی سعید ابوطالب است که بر اساس بازی مافیا ساخته شده‌است.

لینک دانلود شب های مافیا 3 فصل سوم 3 قسمت سوم 3 :

دانلود قسمت سوم 3 فصل سوم 3 شب های مافیا 3

قسمت سوم 3 فصل سوم 3 شب های مافیا 3 روز دوشنبه 15 شهرویور 1400 ساعت 8 صبح در شبکه نمایش خانگی و مدرن فیلم منتشر خواهد شد.

بازیگران سریال شب های مافیا 3 فصل سوم :

آقایان :

ارشا اقدسی ، ادموند بزیک ، کوروش تهامی ، عباس جمشیدی فر ، مهدی جهانی ، حسین سلیمانی ، علی صبوری ، شهرام عبدلی ، امیر غفارمنش ، امیر کاظمی ، سیاوش مفیدی ، مجید یاسر

سریال های جدید منتشر شده در رسانه مدرن فیلم

دانلود قسمت سوم 3 سریال قبله عالم

دانلود قسمت پنجم سریال خاتون

دانلود قسمت چهاردهم 14 سریال زخم کاری

برای دانلود فیلم و سریال های ایرانی و خارجی دوبله فارسی و زیرنویس فارسی چسبیده می توانید به سایت مدرن فیلم مراجعه نمایید.

سایت modernfilm.ir یکی از سایت های مرجع برای دانلود سریال ایرانی و فیلم های ایرانی و خارجی دوبله فارسی و زیرنویس چسبیده فارسی با لینک مستقیم و کیفیت عالی می باشد.

سریال های جدید منتظر انتشار در رسانه مدرن فیلم

دانلود قسمت اول 1 سریال جیران

دانلود سریال جیران قسمت اول سریالی تاریخی و عاشقانه است که برای پخش در شبکه نمایش خانگی و در 30 قسمت 60 دقیقه‌ای در ژانر عاشقانه ، تاریخی ، درام ، اجتماعی برگرفته از اوضاع بسیار آشفته دوران حکومت ناصری به کارگردانی حسن فتحی و تهیه کنندگی اسماعیل عفیفه و نویسندگی حسن فتحی و احسان جوانمرد در سال 1398 تولید گردیده است.

همچنین جیران بعد از سریال شهرزاد ، سریال جدید حسن فتحی ویژه شبکه نمایش خانگی است که از سال 1400 به صورت هفتگی توزیع می شود.

دانلود قسمت اول 1 سریال حرفه ای

دانلود سریال حرفه ای قسمت اول روایت یک ملودرام اجتماعی است و به مسائل اجتماعی می پردازد که در این سریال خواننده محبوب کشور سیروان خسروی در کنار سارا بهرامی نیز بازی کرده است.

دانلود قسمت اول 1 سریال میدان سرخ

دانلود سریال میدان سرخ قسمت اول روایت سریالی اکشن و جنایی با هنرمندی حمید فرخ نژاد ، بهرام افشاری ، مهتاب کرامتی و امیرحسین آرمان که تیتراژ این سریال را فرزاد فرزین خوانده است.

سریال میدان سرخ سریالی اکشن ، جنایی و معمایی است که برای پخش در شبکه نمایش خانگی به کارگردانی ابراهیم ابراهیمیان و تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی و نویسندگی سارا سلطانی و علی مسعودی نیا می باشد که در سال 1400 با مشارکت پلتفرم فیلیمو و سعید صفرپور به عنوان مجری طرح تولید گردیده است.

دانلود قسمت اول 1 سریال جزیره

دانلود سریال جزیره قسمت اول روایت صحرا ، روزنامه نگار شجاعی که در عشق شکست خورده و تحقیر می شود.

در جستجوی برابری با ارشد شاهنگ ، معشوق خود از خانواده ای نجیب و ثروتمند ، تصمیمات ماجراجویانه می گیرد و وارد روابط تجاری پیچیده ای می شود.

این امر زندگی او و خانواده شاهنگ را تغییر می دهد.

جزیره مکان نیست، بهانه کشمکش بین آدم هایی است که سرنوشت خود را در آن جستجو می کنند و دست مایه است برای تلاش کسانی که تصمیم دارند از زندگی سهم بیشتری داشته باشند.

آنها برای رسیدن به جزیره دست به هرکاری می زنند.

بازیگرانی همچون محمدرضا فروتن ، امیر مقاره ( خواننده ماکان بند ) ، هنگامه قاضیانی ، میترا حجار ، حسم منظور ، غزل شاکری ، کاظم سیاحی ، مینا وحید و ... در این سریال بازی می کنند.

دانلود قسمت اول 1 سریال هفت

دانلود قسمت اول 1 سریال خسوف

دانلود قسمت اول 1 سریال نوبت لیلی

دانلود قسمت اول 1 سریال آهوی من مارال

دانلود قسمت اول 1 سریال شبکه مخفی زنان

************************

از سایت های حوزه دانلود فیلم و سریال برای دانلود فیلم خارجی و سریال های ایرانی و خارجی دوبله فارسی و زیرنویس فارسی چسبیده می توان به سایت مدرن فیلم اشاره نمود.

منبع

بازدید : 272
جمعه 5 شهريور 1400 زمان : 20:48

دانلود سریال زخم کاری قسمت سیزدهم 13 کامل نیم بها

برای شما عزیزان قسمت سیزدهم 13 سریال زخم کاری با نقش آفرینی جواد عزتی ، هانیه توسلی ، رعنا آزادی ور ، الهه حصاری و ... که جلوی دوربین محمدحسین مهدویان حاضر شده و دیالوگ هایی به قلم خود این کارگردان را به زبان آورده و بازی متفاوتی را از هر یک بازیگران این سریال زیبا ، دیدنی و جذاب را شاهد خواهیم بود که می توانید به صورت کامل و با لینک مستقیم و ترافیک نیم بها در رسانه مدرن فیلم دانلود نمایید.

لینک دانلود سریال زخم کاری قسمت 13 سیزدهم :

دانلود سریال زخم کاری قسمت سیزدهم 13

قسمت سیزدهم سریال زخم کاری روز جمعه 5 شهریور 1400 ساعت 8 صبح به صورت اختصاصی در شبکه نمایش خانگی منتشر خواهد شد.

بخش هایی از قسمت سیزدهم سریال زخم کاری

پس از آتش سوزی عمدی در انبار لاستیک شرکت ، بحرانی دیگر آغاز شده که گریبان مالک و بقیه شرکایش را گرفته است. مالکی این اتفاقات را زیر سر میرلوحی و ناصر می داند و می خواهد که آن ها را از سر راه خود بردارد. مالکی برای خلاصی از آن ها نقشه هایی در سر دارد ...

بازیگران سریال زخم کاری

جواد عزتی، رعنا آزادی‌ ور، هانیه توسلی، سعید چنگیزیان، الهه حصاری، عباس جمشیدی‌فر، مهدی زمین‌پرداز، امیرحسین هاشمی، کاظم هژیر آزاد، منوچهر علیپور، مه‌لقا باقری، مائده طهماسبی، سیاوش طهمورث، مرتضا امینی‌تبار و سارا حاتمی

شما می توانید در رسانه مدرن فیلم ، قسمت سیزدهم 13 سریال جدید زخم کاری را مشاهده نمایید

مدرن فیلم بستری فراهم نموده تا به راحتی بتوانید به صورت آنلاین ، دانلود قسمت سیزدهم 13 سریال زخم کاری و دیگر سریال های مورد علاقه خود را با ترافیک نیم بها دانلود نمایید.

برای دانلود فیلم و سریال های ایرانی و خارجی دوبله فارسی و زیرنویس فارسی چسبیده می توانید به سایت مدرن فیلم مراجعه نمایید.

سایت modernfilm.ir یکی از سایت های مرجع برای دانلود سریال ایرانی و فیلم های ایرانی و خارجی دوبله فارسی و زیرنویس چسبیده فارسی با لینک مستقیم و کیفیت عالی می باشد.

دانلود سریال خاتون قسمت چهارم 4

خاتون داستان عاشقانه‌ای را در سال ۱۳۲۰ و در کشاکش اشغال ایران توسط نیروهای متفقین با تاکید بر روی شخصیت زن اصلی خود یعنی خاتون (نگار جواهریان) روایت می‌کند. زنی از زنان این سرزمین که روزی روزگاری در ایران برای زندگی جنگیده‌اند…

لینک دانلود سریال خاتون قسمت 4 چهارم :

قسمت چهارم سریال خاتون روز دوشنبه 8 شهریور 1400 در مدرن فیلم منتشر خواهد شد.

جزئیات سریال خاتون

سریال خاتون (Khatoon Series) اولین تجربه سریال‌سازی تینا پاکروان در مقام نویسنده و کارگردان است.

پس از انتشار سریال های تاریخی موفقی همچون قهوه تلخ و شهرزاد، این بار خاتون وارد شبکه نمایش خانگی شده است.

تینا پاکروان به عنوان همسر علی اسدزاده تهیه کننده این پروژه کار خود را از بخش تولید در سینمای ایران آغاز کرد و پیش از نشستن بر روی صندلی کارگردانی عمده شهرت خود را مدیون توانایی‌اش در بحث مدیریت پروژه‌ها بود.

بازیگران سریال خاتون

مهران مدیری ، نگار جواهریان ، اشکان خطیبی ، شبنم مقدمی ، میرسعید مولویان ، ستاره پسیانی ، فرخ نعمتی ، بهناز جعفری ، رضا بهبودی ، بابک حمیدیان ، شاهرخ فروتنیان ، مهران غفوریان ، مهتاب ثروتی ، مهدی قربانی ، عاطفه رضوی ، پیام دهکردی ، آیدا ماهیانی ، پژمان بازغی، غزل شاکری ، قربان نجفی وسروش صحت

دانلود سریال میدان سرخ قسمت اول

دانلود سریال میدان سرخ قسمت اول روایت سریالی اکشن و جنایی با هنرمندی حمید فرخ نژاد ، بهرام افشاری ، مهتاب کرامتی و امیرحسین آرمان که تیتراژ این سریال را فرزاد فرزین خوانده است.

سریال میدان سرخ سریالی اکشن ، جنایی و معمایی است که برای پخش در شبکه نمایش خانگی به کارگردانی ابراهیم ابراهیمیان و تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی و نویسندگی سارا سلطانی و علی مسعودی نیا می باشد که در سال 1400 با مشارکت پلتفرم فیلیمو و سعید صفرپور به عنوان مجری طرح تولید گردیده است.

از سایت های حوزه دانلود فیلم و سریال برای دانلود فیلم و سریال های ایرانی و خارجی دوبله فارسی و زیرنویس فارسی چسبیده می توان به سایت مدرن فیلم اشاره نمود.

منبع

بازدید : 1827
چهارشنبه 13 مرداد 1400 زمان : 3:20

دانلود سریال ملکه گدایان فصل دوم قسمت دهم ( قسمت 10 فصل دوم 2 ملکه گدایان )

دانلود قسمت 10 فصل دوم سریال ملکه گدایان، دانلود قسمت دهم فصل دوم سریال ملکه گدایان ، برای دانلود فصل دوم 2 سریال ملکه گدایان قسمت دهم 10 با ما همراه باشید و قسمت 10 فصل 2 سریال ملکه گدایان را به صورت قانونی دانلود و در کنار خانواده تماشا کنید.

سریال ملکه گدایان مجموعه نمایش خانگی به کارگردانی حسین سهیلی‌زاده و به تهیه‌کنندگی علی طلوعی، محصول سال ۱۴۰۰-۱۳۹۹ است که توسط شبکه نمایش خانگی و رسانه مدرن فیلم پخش می‌شود.

لینک دانلود سریال ملکه گدایان فصل دوم 2 قسمت دهم 10 :

دانلود قسمت دهم 10 فصل دوم 2 سریال ملکه گدایان

قسمت دهم 10 فصل دوم 2 سریال ملکه گدایان روز چهارشنبه 13 مرداد 1400 ساعت 8 صبح در مدرن فیلم منتشر خواهد شد.

************************

خلاصه سریال ملکه گدایان فصل دوم :

افرا و فرهاد، وصالی بعد از بیست سال …!

البرز شیمیدان ساکن آلمان است. پدرش خسرو و مادرش خورشید در ایران زندگی می‌کنند. البرز با دختری به نام سارا که در ایران زندگی می‌کند و برای درمان بیماری پدرش به آلمان آمده، آشنا می‌شود و با او نامزد می‌کند. او قرار است در ترکیه با سارا ازدواج کند. همه‌چیز برای یک مراسم به یادماندنی مهیا است که خبر می‌رسد پدرش به کما رفته‌است. البرز با گذشته‌ای مبهم، از بازگشت به ایران هراس دارد اما برای آخرین ملاقات با پدر، راهی جز بازگشت به ایران ندارد، ولی بنابر مشکلاتی او مجبور است که به صورت قاچاقی به ایران بیاید. با وجود اصرار فراوان مادر البرز برای بازنگشتن او به ایران، البرز تصمیم خود را گرفته‌است. وقتی او بازمی‌گردد هیچ‌کس او را نمی‌شناسد و او را فرهاد بابایی خطاب می‌کنند و کسی جز قاچاقچی او را به خاطر ندارد و این تازه شروع ماجرایی پر دردسر و خطرناک است.

************************

بازیگران سریال ملکه گدایان فصل دوم :

باران کوثری (افرا بابایی)، رویا نونهالی (لعیا یکتا)، پانته‌آ بهرام (خورشید یکتا)، فرزاد فرزین (پارسا پارسا)، محمدرضا غفاری (آریا درخشان)، آرمان درویش (البرز شمس)، رضا بهبودی (شبیر)، یسنا میرطهماسب (سهیل)، الهام کردا (مهناز)، سولماز غنی (فریبا رضایی)، علی اوجی (سیامک)، بهشاد شریفیان (شنتیا)، مریم سرمدی (بتول)، شبنم قربانی (سارا محمودی) و…

************************

شما می توانید در رسانه مدرن فیلم ، قسمت دهم 10 فصل دوم 2 سریال ملکه گدایان را مشاهده نمایید.

مدرن فیلم بستری فراهم نموده تا به راحتی بتوانید به صورت آنلاین ، دانلود سریال ملکه گدایان فصل دوم 2 قسمت دهم 10 و دیگر سریال های مورد علاقه خود را با ترافیک نیم بها دانلود نمایید.

************************

برای دانلود فیلم و سریال های ایرانی و خارجی دوبله فارسی و زیرنویس فارسی چسبیده می توانید به سایت مدرن فیلم مراجعه نمایید.

سایت modernfilm.ir یکی از سایت های مرجع برای دانلود سریال و فیلم های ایرانی و خارجی دوبله فارسی و زیرنویس چسبیده فارسی با لینک مستقیم و کیفیت عالی می باشد.

از سایت های حوزه فیلم و سریال برای دانلود فیلم و سریال های ایرانی و خارجی دوبله فارسی و زیرنویس فارسی چسبیده می توان به سایت https://modernfilm.ir/ اشاره نمود.

ادامه

بازدید : 755
جمعه 16 آبان 1399 زمان : 19:03

19 کشفی که حاوی موارد عجیب بسیاری هستند
1
-
-
-
3 کیلو

در فیسبوک به اشتراک بگذارید

آن را توییت کنید

در Pinterest به اشتراک بگذارید
طبق تعریف انسانها در جستجوی همیشگی یادگیری و کسب دانش جدید ، کنجکاو و مشتاق کشف هستند. بسیار جالب است که جهان هنوز اسراری برای کشف و اسرار را برای حل دارد.

از طریق کاربران اینترنت ، هدف واقعی و استفاده از کشفیات خارق العاده را می آموزیم. امروز در Bright Side ، امروز در انجمن ها برای چیزهای عجیب و غریبی که کاربران Reddit در چند هفته گذشته کشف کرده اند ، جستجو کردیم.

1. "در حین سفر به جمهوری چک ، یکی از دوستانم با این ساخت و ساز روبرو شد که شبیه داربست بود. و در کنار آن یک میدان Airsoft وجود داشت."
© murdbyboneshark / reddit
پاسخ: این یک هزارتوی سه بعدی است که توسط باشگاههای اوقات فراغت فعال (پینت بال ، ایرسافت و ...) استفاده می شود. در پینت بال می توان از آن برای زدن هدف یا هدف استفاده کرد.

2. "بر روی دیوارهای مزارع و انبارهای قدیمی اغلب می توانید ارقام X شکل را مشاهده کنید. اما این چیست؟"
© Feggy / reddit
پاسخ: این سیستم لنگر انداختن و بستن است. این به شکل یک میله فولادی بزرگ است که دیواره ها را از بیرون تاب نمی دهد. این شی در ساختمانهای قدیمی برای نگهداری از دیوارها بسیار مورد استفاده قرار گرفته است.

تبلیغات

تبلیغات

3. "این خودکار نیست. نوک آن فلزی است ، نازک است ، نمی نویسد و جایی برای قرار دادن کارتریج جوهر یا سرب گرافیت در آن نیست."
© spitoongoon / reddit
پاسخ: این یک نقطه حکاکی است. برای ایجاد خطوط و نشانه ها روی فلز ، چوب یا مواد دیگر استفاده می شود.

4. "مادربزرگ من یک شی cera قدیمی سرامیکی به شکل سگ در باغ خود پیدا کرده است"
© Send-Me-Pics-of-Dogs / reddit
پاسخ: این یک توزیع کننده نوشیدنی است. اما فنجان ها یا لیوان های کوچکی که باید روی قلاب های پشت سگ آویزان باشد ، ندارد.

5. "پدرم این ابزار قدیمی را پیدا کرد"
© Aahzimandias / reddit
پاسخ: یخ شکن است.

تبلیغات

تبلیغات

6. "وقتی لایه برداری و تقسیم این پرتقال را به چهارم رساندم ، این را پیدا کردم. این قطعه عجیب بین محله هایی قرار گرفت که هسته آن به طور معمول است."
© hotscorn / reddit
پاسخ: گاهی اوقات در هسته میوه می تواند نارنجی دیگری رشد کند. مطمئناً اینگونه است اما میوه دوم رشد نکرد و پوسید.

7. "من این را روی بالش تخت هتل دوخته شده پیدا کردم. چرا؟"
© DrKrepz / reddit
پاسخ: این یک علامت RFID برای ردیابی ملافه های تختخواب هتل است.

8. "این چهره های کوچک پلاستیکی در حیاط خانه ما به خاک سپرده شدند"
© Beatrixie / reddit
پاسخ: اینها مجسمه های مشتق شده از "انحصار" به نام "انحصار: راهی برای فرار از زندان" است که در سال 2009 منتشر شد.

9. "این شی object به یکی از دیوارهای خانه پدر و مادرم آویخته شده است. به نظر می رسد چرتکه ای است که جملات آن به انگلیسی و فرانسوی نوشته شده است"
© so_hungry1 / reddit
پاسخ: این سیستمی برای یادگیری واژه نامه و دستور زبان زبان انگلیسی است.

10. "به نظر می رسد یک شیر آب فلزی است ، و در حمام هتل Union Hall در لویستون ، ایلینوی است."
© Chungallo / reddit
پاسخ: این خاکستر است. وقتی دکمه را فشار می دهید ، زباله ها درون ظرف قرار می گیرند.

تبلیغات

تبلیغات

11. "این ساخت و ساز در این دریاچه ایالتی اوهایو چگونه می تواند باشد؟ لوله ای را در پایین دره تخلیه می کند."
© canstac / reddit
پاسخ: این یک تخلیه آب است. از سرریز سد محافظت می کند و از جاری شدن سیل جلوگیری می کند.

12. "دندانپزشک من این را پس از ویزیت به من داد. چگونه باید از آن استفاده کنم؟"
© __Gynotarian__ / reddit
پاسخ: این یک دستگاه خمیر دندان است. باید آن را در پشت لوله قرار دهید و آن را به سمت بالا بپیچید تا خمیر دندان تمیز تحویل شود و همین امر باعث می شود تا به خوبی تخلیه شود.

13. "این در ساحل جزایر شتلند پیدا شده است. لمس آن مانند شیشه احساس می شود ، اما سیاه است."
© _ Harpic / reddit
پاسخ: این اجسام سیاه میله های ذغالی باتری هستند. و قطعه شفاف بخشی از دماسنج خراب است.

تبلیغات

تبلیغات

14. "همسرم شیشه ای با چیزهایی پیدا کرد که شباهت زیادی به چوب پنبه های شیشه ای دارند"
© hoot508 / reddit
پاسخ: در واقع ، اینها جلوی بطری های شیشه ای قدیمی هستند.

15. "این چیزی که به نظر می رسد یک تلفن قدیمی است ، دارای گوش نیست. فقط یک اتصال وجود دارد."
© TaubeJona / reddit
پاسخ: این در واقع یک شماره گیری قدیمی آنالوگ است که برای ارسال نمابر استفاده می شد و می توانست به رایانه متصل شود.

16. "من این شی را حدود 2 سال پیش در خیابان در خیابان پیدا کردم. به مدت 5 روز

بازدید : 380
جمعه 16 آبان 1399 زمان : 19:03

20 نفری که تمام تلاش خود را می کنند ، حتی زمانی که برای اولین بار کاری را انجام می دهند
3
2
1
-
446

در فیسبوک به اشتراک بگذارید

آن را توییت کنید

در Pinterest به اشتراک بگذارید
ما حتی پس از پایان تحصیلات خود به یادگیری چیزهای جدید ادامه می دهیم. بعضی ها تجارت جدیدی یاد می گیرند ، دیگران فقط سعی می کنند غذاهای جدید بپزند ، بعضی ها هنر خیاطی یا اریگامی را کشف می کنند. بیشتر اوقات ، اولین تلاش های ما چیزی نیست که بخواهیم از آن به ویژه در اینترنت رجزخوانی کنیم ، اما گاهی اوقات فقط این آثار هستند که بیشترین تحسین را از دیگران دارند.

در Bright Side ، ما معتقدیم که چنین داستان هایی با عکس می تواند خوانندگان ما را به دستاوردهای جدید القا کند ، زیرا بسیار معتبر هستند.

"من برای تولد خواهرزاده ام کاپ کیک هایی به شکل سگ درست کردم. او این کار را پسندید ، امیدوارم مردم آنها را ناز نیز پیدا کنند "
20 نفری که تمام تلاش خود را می کنند ، حتی زمانی که برای اولین بار کاری را انجام می دهند
© _an-account / Reddit
"شوهر من از آن دسته افرادی است که می تواند هر گره ای ببندد. اما او نمی توانست موهای دختر ما را ببافد. امروز داشتم خانه را تمیز می کردم و این را پیدا کردم. به نظر می رسد او تمرین کرده است "
20 نفری که تمام تلاش خود را می کنند ، حتی زمانی که برای اولین بار کاری را انجام می دهند
© ssfritz / Reddit
تبلیغات

تبلیغات

"من تازه شروع به یادگیری دوخت لباس کردم. این اولین مجموعه ای است که من برای خودم درست کردم "
© QueenGlass / Reddit
"ما ایوان جدید خود را به پایان رسانده ایم. عالی نیست ، اما ما از ساختن آن چیزهای زیادی آموختیم "
© RaveInTheClaw / Reddit
"من تصمیم گرفتم یک باغ سبزی راه اندازی کنم و این بهترین تصمیم زندگی من بود! این اولین فلفلی است که خودم رشد کردم "
20 نفری که تمام تلاش خود را می کنند ، حتی زمانی که برای اولین بار کاری را انجام می دهند
© ProlificFamilyStead / Reddit ، © ProlificFamilyStead / Reddit
تبلیغات

تبلیغات

"من تصمیم گرفتم جوشکاری را یاد بگیرم. اینجا اولین نتیجه است "
© babyn3wch / Reddit
"من خودم کیک تولد درست کردم. آه بله ، این اولین تجربه من است "
© JOCEBOSM / Reddit
"برای اولین بار ، سعی کردم یک عکس واقعاً عالی بگیرم و از نتیجه کار بسیار خوشحالم"
© IsaacJS2006 / Reddit
تبلیغات

"آنقدر دلم برای باریستای مورد علاقه ام تنگ شده است که سعی کردم لاته خرس شکل او را دوباره بسازم"
© thebear031 / Reddit
"من یک پسر 13 ساله هستم که در آینده معمار می شوم. در اینجا اولین تلاش من برای ترسیم یک ساختمان معاصر است "
© DaBoiGRIZZ / Reddit
"این تابستان سعی کردیم باغبانی کنیم. اینجا گوجه فرنگی های ماست! "
© tbertram / Reddit
تبلیغات

تبلیغات

"امسال ، من به تنهایی شکرگذاری را جشن می گیرم. من معمولاً برای مهمانی ها غذا درست نمی کنم ، اما این بار تصمیم گرفتم امتحان کنم "
© snakingfire / Reddit
"من شروع به یادگیری هنر اریگامی کردم. این بهترین کار من نیست ، اما من از آن بسیار راضی هستم! "
© ChaferShafer / Reddit
یک برداشت زیبا
© goodman91 / Reddit
تبلیغات

تبلیغات

"من یاد گرفتم که چگونه کیک تاکو بل را در خانه بپزم"
© DorsaAmir / توییتر
"پسرم می خواست ما تزیینات دست ساز هالووین را خودمان بسازیم. اینجا اولین تلاش من است "
© Mybabyneversleeps / Reddit
"من برای اولین بار سعی کردم این کیک به شکل جک درست کنم"
© Space_Case7 / Reddit
تبلیغات

تبلیغات

"من قبلا هرگز در چوب کاری نکرده بودم"
© jeremy71504 / Reddit
"من برای اولین بار ماکارون درست کردم و دلم برای آنها تنگ نشده است! تمام تحقیقات من درباره دستورالعمل ها و نکات ایده آل جواب داده است "
© GG_mage / Reddit
"من تصمیم گرفتم که سعی کنم نقاشی بکشم. این اولین کار من است "
© tobi1234_5 / Reddit
آیا اخیراً کاری یاد گرفته اید که انجام دهید؟ از موفقیت های خود بگویید و عکسهای خود را در نظرات به ما نشان دهید!

بازدید : 404
پنجشنبه 8 آبان 1399 زمان : 12:31

- آنا کارینا: "وقتی غمگین باشم ، پنهان می شوم" -
آنا کارینا در 79 سالگی درگذشت ، و بخشی از موج نو را با خود برد. یک روز ، کوکو شانل به او پیشنهاد کرد که دیگر هان کارین بایر نباشد و آنا کارینا شود. از آنجا همه چیز به سرعت پیش رفت: شمایل جدا نشدنی از ژان لوک گدار در 21 سالگی ، بازیگر در مرکز یکی از بزرگترین جنجال های اولیه ماه مه 68 با La Religieuse ، توسط ژاک ریوت. اما این دانمارکی که عاشق آواز خواندن ، نقاشی و تماشای ورزش بود نیز کارهای بسیار بیشتری از این کار انجام داد. ما دو سال پیش ، در دسامبر 2017 با او ملاقات کرده بودیم. یک بحث آزاد با یک زن جدا. توسط آرتور سرف و فرناندو گانزو. عکس ها: ماتیو زازو

فیلمی که در سال 1973 ساخته اید ، با هم زندگی می کنیم (که اخیراً در دی وی دی منتشر شده است) ، مدتها تقریباً غیرقابل مشاهده بود. چرا ؟
مدت ها پیش وقتی توزیع کننده من درگذشت ، آن فروخته شد. بیش از ده سال بود که فکر انتشار آن روی دی وی دی را داشتیم. اما هیچ اتفاقی نمی افتاد. اکنون خوشحالم: این جشنواره در جشنواره لومیر در لیون به نمایش درآمد و از طریق DVD و در سینما نیز منتشر خواهد شد ... در آن زمان ، فکر می کنم تنها بازیگر زن بودم - می گویم "بازیگر" ، نه "زن" - برای ساختن فیلم. در سال 1972 ، کمی شبیه این بود: «این چیست؟ بازیگری که فیلم می سازد؟ "در حالی که من از آنجا که با افرادی مانند کوکور ، ویسکونتی یا گدار کار کرده ام ، روابط زیادی داشتم که همه چیز را مدیون آنها هستم. بنابراین من هنوز چیزهایی یاد گرفتم. و با خودم گفتم: "چرا نباید فیلم کوچکم را با پول اندک خودم بسازم؟" و من آن را با پولی که در آمریکا به دست آوردم و جاستین را با کوکور ساختم.
آیا درست است که شما این فیلم را با نام مستعار مردانه نوشتید؟
در ابتدا بله از آنجایی که خانم ها بسیار اخم کرده بودند ، با خودم گفتم که قصد دارم کمی نام بگذارم ...
"میشل والی"؟
آه ، این بود؟ ممکن است بعد از انتخاب شدن من در کن ، برای هفته منتقدان ، عاشق شدم. آنها در آن زمان حدود بیست سال داشتند که به فیلمهایی که نمایانگر همه کشورهای جهان هستند رای دهند و برای فرانسه ... این گروه Vivre بود. اگر حافظه خدمت می کند ، من بررسی های خیلی بدی نداشته ام. من عکسم را خیلی خوب محاسبه کرده بودم چون پول زیادی نداشتم و فیلم خیلی گرانی نبود. من به آن عادت کرده بودم ، با ژان لوک و دیگران ، در توالت ها ، در کافه ها عوض شدیم ...

بیشتر فیلم در نیویورک می گذرد ، آیا شما مدت زیادی در آنجا ماندید؟
یک سال کامل زمان بسیار جالبی در رابطه با نیکسون ، ویتنام بود ... من با هتل چلسی قرارداد بسته بودم که اکنون بسیار شیک شده است اما در آن زمان کمی تخلف بود. معتادان زیادی بودند. اتاق ها بسیار بزرگ بودند و شش تخت در یک اتاق قرار داشتند. از آنجا که فقط پنج نفر بودیم که باید این سفر را انجام دهیم ، من به پسران گفتم: "همه شما اتاق بزرگ را می گیرید ، هرکدام یک تخت ، دوش دارید و مانند آن ، پول بیشتری برای شما خواهید داشت. . مدیر هتل غالباً مضطرب بود زیرا در هر شب بیش از حد مصرف می شد. هر روز صبح می توانی او را در کنار آمبولانس ، در حالی که کراواتش سیاه پوش است ، می بینی. ما به هیچ یک از آنها دست نزدیم زیرا این واقعاً موضوع من نیست ... من افراد زیادی را در سن و سال خودم در اطرافم دیدم که وارد این کار شدند. غم انگیز است اما زندگی مشترک فقط یک فیلم در مورد مواد مخدر نیست ، بلکه بیش از هر چیز تصویری از یک زن غیرمسئول است که پس از باردار شدن و به دنیا آوردن فرزند ، مسئولیت می یابد. میشل لانسلوت در نقش یک معلم جدی بازی می کند و فیلم در مورد چگونگی تغییر هر دو است. او به مواد مخدر می افتد و او مسئول می شود.

عنوان فیلم ، گروه Vivre ، Vivre sa vie را بازتاب می دهد و در مصاحبه ها گفته اید که زندگی با ژان لوک گدار دشوار است. این همچنین همان چیزی است که شخصیت شما از شخصیت اصلی آن انتقاد می کند ، نه؟
بلکه گفتم که من شیوه زندگی او را نمی فهمم. چون من ده سال از او کوچکتر بودم! من وقتی با او ازدواج کردم یک خردسال بودم و فقط او را در دنیا داشتم! من شخص دیگری نداشتم. در آن زمان دوستی نداشتم. وقتی ناپدید شد ، مرا بی پول تنها گذاشت. هر چند برای یک دختر خارجی آسان نبود. در آن زمان ، ما یک دفترچه چک نداشتیم ، هیچ تلفن هوشمندی وجود نداشت. اگر تلفن زنگ می خورد ، هیچ دستگاه تلفنی هم نبود. بنابراین اگر هنگام زنگ تلفن جلوی آن نبودیم ، نمی توانستیم بدانیم.
اما آیا در نهایت از طریق این رابطه دوست هم شدید؟
بله حتما ! Douchet ، Langlois ، همه کسانی که در Cinémathèque دیدم. علاوه بر این ، من تنها کسی بودم که حق آمدن داشتم ، زیرا با ژان لوک بودم. بقیه با همسرانشان نیامده اند. من نمی کنم

من این کار را نمی کنم ، مخصوصاً با دوستان کاهیر. یاد گرفتم من کنجکاو بودم. من در آن زمان 18 ساله بودم ، آن را باز نکردم. اما در سینماتک ، این یک لذت بود! خیلی به من خوش گذشت. من همه فیلم ها را دیدم. دوستش داشتم با این حال من قبلاً در 14 سالگی ، در دانمارک ، و یک فیلم کوتاه ، یک فیلم کوتاه ساخته ام. من هم خوانده بودم اما فکر می کنم بعد از Le Petit Soldat ، مردم من را به عنوان یک زن جوان غمگین دیدند. در حالی که من در زندگی بسیار شاد بودم. در آن زمان ، من تمام وقت آواز می خواندم ، در خیابان می رقصیدم. خوشحال بودم. چون وقتی غمگین هستم پنهان می شوم و حرف نمی زنم.


وقتی گدار آنجا نبود ، مخفی می شدی؟
بعد از مدتی شروع به بیرون رفتن با دوستان کردم. اما در ابتدا ، نه ، من هیچ پولی نداشتم. و او هنوز هم خاص بود. او می گفت: "من می خواهم بروم برای خودم سیگار بخرم." »بویار ذرت ، سیگارهای بدبو. میدونی ؟ هیچ چیز بدتر نیست. اما سه هفته بعد برگشت! بدون خبر بنابراین من منتظر او بودم ، منتظر او بودم ، منتظر او بودم. من نگران شدم. او کجاست ؟ او چه می کند؟ آیا تصادف کرده است؟ مشکل ؟ نه او برای دیدن روسلینی در ایتالیا ، برگمان در سوئد ، فاکنر در آمریکا بوده است. حدس می زدم از هدایایی که با آن برگرداند. به عنوان مثال ، لباسی که من در پیروت لوفو می پوشم هدیه سوئد است.
علاوه بر این ، او می خواست شما را با فاکنر تور کند ، درست است؟
بله ، او می خواست این فیلم را با ریچارد برتون بسازد. من در نهایت ده روز با او در صحنه فیلم The Dark Room (1969) کار کردم. او خوب بود ، یک دسته گل میخک به من داد. وقتی این را دیدم ، گفتم: "اوه عزیز ، این بدشانسی می آورد. هدیه دادن میخک به یک بازیگر زن ... "اما ، این متوقف نشد. سپس توسط تونی (ریچاردسون) اخراج شد زیرا همیشه مست و دیر بود. الیزابت تیلور آنجا بود و کمکی نکرد ، زیرا بسیار هیستریک بود ... شاید شما نباید این حرف را بزنید اما این حقیقت است. من به ریچاردسون گفتم: "لطفا او را رها نکنید!" از آنجا که در اعماق زندگی ، برتون خوب بود ، من با او خوب کنار آمدم. اما ریچاردسون نیکول ویلیامسون را استخدام کرد که به اندازه دیگری مست بود با این تفاوت که هنوز استعداد کمتری دارد ...


برای بازگشت به لباس ها ، اولین چیزی که گدار به شما داد ، لباس سرباز کوچک است ...
بله ، این اولین هدیه است. بعد از شب اول او صبح ناپدید شد. من هنوز او را نمی شناختم و با خودم گفتم: ”منتظر او هستم ، منتظر او نیستم؟ چکار کنم ؟ من احتمالاً الان تمام تیم را مقابل خودم دارم زیرا کسی را ترک کردم که با او برود. او در واقع ساعت 10:45 صبح با یک بسته بزرگ وارد شد. من باز شدم و این لباس سفید ، گلدوزی شده بود. اشک کوچکی ریختم. واقعاً زیبا بود. عاشقانه بود.
آیا درست است که او برای شما کلمات عشق را در بلیط های فیلم نوشت؟
بله این درست است. او نامه های عاشقانه زیادی نوشت. اما او هم به من ضربه بدی می زد. به عنوان مثال ، او به من می گفت: "ما به ساحل آزور می رویم! تو و من ! "عالی. در عرض پنج دقیقه یک چمدان بسته ام ، با ماشین او ، فورد کانورتیبل حرکت می کنیم ، زمزمه می کنم. و 300 کیلومتری لیون ، او گفت: "آنا را گوش کن ، من فقط به آن فکر کردم ، در واقع من یک قرار ملاقات با تروفو دارم. دوست دارم در مورد یک موضوع بسیار مهم با او صحبت کنم. آیا شما ناراحت هستید که ما به پاریس برمی گردیم؟ "من ، کمی ناراحت:" نه واضح است ، این برای کار شماست ، مهم است. " باشه. آنجا کمی آواز می خوانم. در 100 کیلومتری پاریس ، او به من گفت: "من می بینم که شما غمگین هستید ، به هر حال ما قصد داریم به ساحل آزور برویم." بنابراین ما در حال بازگشت به لیون هستیم. در 100 کیلومتری لیون ، او به من گفت: "نه ، اما واقعاً باورنکردنی است ، شما نمی توانید اجازه دهید من برای ملاقاتم با تروفو بروم!؟ آیا نفهمیدید که این واقعاً برای من مهم است؟ به او گفتم: "گوش کن ، اشکالی ندارد ، ما به پاریس برمی گردیم اما متوقف شو ، دیگر اینگونه فکر نکن. آنچه می خواهید انجام دهید. واضح است که من اینجا اصلاً آواز نمی خوانم. من ناامید شده ام بنابراین ناگهان گفت: "بله ، اما می بینم که داری داد می زنی!" بنابراین ما به عقب برگردیم ، به لیون برویم. گفتم: "ما تقریباً در پاریس هستیم و شما هنوز می خواهید بروید؟ آنجا ، من از عصبانیت دیوانه می شوم ، از زمانی که جاده را درست کردیم ، ساعت 5 صبح است. لگد می زنم به ماشین. " ماشین را نگه دار ! جیغ می کشم ، جیغ می کشم. در آنجا او سر من را شکست. بدیهی است که حدود ساعت 7 یا 8 صبح در پاریس فرود آمدیم. و او به دیدن تروفو رفت ، خوب حدس می زنم. و همه چیز آنگونه بود.
آیا این باعث ناراحتی شما شد؟
صبر کنید ، اگر ما با شما چنین رفتاری کنیم ، آیا آن را عجیب نمی دانید؟ مخصوصاً پسری که ده سال از شما بزرگتر است ، و می داند چگونه با دستان خود راه برود ، سالتو را انجام دهد ، که خیلی سریع می دود و مانند ماهی شنا می کند. همیشه به بازیگران می گفتید: "شما به اندازه کافی اسپرت نیستید ..."
به نظر می رسد فیلمبرداری یک زن

یک زن توسط روحیه زن و شوهر شما نقطه گذاری شده است.
اوه نه ، من نمی دانم چه کسی این را اختراع کرده است. این درست نیست. در استودیو تیراندازی کردیم. او آپارتمان را در خیابان سنت دنیس ساخته بود. او می خواست این دقیقاً همان باشد. او بود که در استودیو را باز و بسته می کرد. بنابراین هیچ کس نمی تواند چیزی را لمس کند. اما هیچ استدلالی وجود نداشت - مردم دوست دارند داستان هایی را بسازند که هیچ کدام وجود ندارد. برای من این یک شانس فوق العاده بود. من به تازگی در میشل دویل در امشب یا هرگز بازی کرده بودم. هر روز صبح مجبور می شدم و در استودیوهای گویانکور تیراندازی می کردم. ژان لوک مرا همراهی می کند ، عصر می آید تا من را تحویل بگیرد و هر بار به من می گوید: "این گه! چگونه می خواهید با گفتن این گفت وگو از نینا کامپانیز به نتیجه برسید؟ ممکن نیست ، مثل یک پرالین است! "و من از خودم دفاع کردم:" بله ، بله ، من آن را دوست دارم! »فیلم تمام شده است ، ژان لوک آن را در طرح خصوصی می بیند. او فکر می کند این عالی است ، حتی اگر مدام از او انتقاد می کرد. این زمانی است که او برای فیلم A Woman is a Woman آماده می شود ، و او قبلاً بازیگران زیادی را برای این نقش دیده است. اما او هرگز به من فکر نکرده بود. و او به من گفت: "گوش کن ، آیا می خواهی فیلم را با من ، با بریالی و بلموندو بسازی؟ "و آنجا که شما بروید! و من در برلین جایزه بهترین بازیگر زن را گرفتم! عالی ، نه؟


آن وقت است که شما برای ارائه امشب یا هرگز به آرژانتین سفر می کنید؟
من هرگز نباید این سفر را انجام می دادم. چون باردار بودم برای رفتن به آرژانتین ، در گرینلند توقف می کنیم. فکر می کنم دو روز طول کشید تا به بوینس آیرس برسیم. سپس ، برای رفتن به مار دل پلاتا ، در جنوب ، جایی که ما فیلم را نشان می دادیم ، یک هواپیمای ارتش می گیریم. چیزی که به سختی می توانید روی آن بنشینید. آنجا گوسفند ، مرغ ، خرگوش بود و همه ما در هواپیما ایستاده بودیم. چیزی دیوانه وار ، که ما فقط در سن 19 یا 20 سالگی می توانیم آن را بپذیریم. پس از جشنواره ، ما با هواپیمای "Nazbrok" تا حدودی به بوینس آیرس بازگشتیم ، اما حداقل حیوانی وجود نداشت ... در آن زمان ، این داستان تجارت برده سفید وجود داشت ، بنابراین به ما گفته می شود که فرودگاه را ترک نکنید. بیرون رفتن خیلی خطرناک بود. بنابراین ما چیزی از بوینس آیرس ندیدیم و پس از آن هنوز فاصله زیادی بود. یک بار در پاریس ، به شدت بیمار شدم. دکتر به من گفت: "تو فقط باید بخوابی!" من درد سختی داشتم "کمدی بازی نکن. شما کمدی را روی ما بازی می کنید. دراز بکشید و همه چیز خوب خواهد شد. من درد داشتم ، آلوده بود و همه چیز. همیشه تقصیر من بود. من آن را عمداً انجام داده بودم. و گریه می کردم. من این بچه را می خواستم. به راستی ، زمان وحشتناکی بود. این داستان مشکلات زیادی بین ژان لوک و من ایجاد کرد ...


شما تازه ازدواج می کردید ، درسته؟
بله ، من وقتی ازدواج کردیم از قبل باردار بودم. برای ضبط ، من لباس عروس خود را که کوتاه بود ، کاملاً مدرن طراحی کردم و آن را مادرم ساخته بود که یک فروشگاه خیاطی در کپنهاگ داشت. جز اینکه او آن را فروخت! "اما مادر ، لباس عروس من که هزینه آن را پرداخت کردم ، و من با پارچه هایی که انتخاب کردم طراحی کردم ، شما به هر حال آن را نفروختید؟ "بله ، بله ، به دختر جوانی که رسید ، اندازه او بود ، من او را فروختم! برای شما یکی دیگر درست می کنم ، یک شبه ، مشکلی نیست! او این کار را کرد اما همانطور نبود. من را آزار داد. مادرم خیلی عجیب بود. به همین دلیل رفتم.
آیا مادر شما بود که با کارل تئودور درایر کار می کرد؟
کاملاً ، بله ، او لباس های گرترود را ساخته است. از من متشکرم ، زیرا او را با درایر آشنا کردم. من او را از طریق پسرش ، اریک درایر ، که خبرنگار سیاسی در پاریس بود ، می شناختم. در آن زمان ، من به دنبال کسب درآمد بودم و از او پرسیدم آیا نمی تواند برای من شغل طراح پیدا کند؟ "بله ، اگر از زندگی خود به عنوان یک دختر جوان دانمارکی در پاریس بگویید ، می توانم مقالاتی را در یک روزنامه سیاسی برای شما تهیه کنم. بنابراین من از این طریق مقداری پول بدست آوردم و پدر را شناختم: کارل تئودور درایر. وقتی او به پاریس آمد ، ما با ژان لوک به دنبال او رفتیم ، و او را به سینماتیک رساندیم. او می خواست در مورد عیسی فیلمی بسازد. او هرگز پول را پیدا نکرد. او می خواست من نقش مریم مقدس را بازی کنم.

صحبت از دین ، La Religieuse de Rivette ، این فیلمی بود که برای شما و نحوه دید مردم مهم بود.
آه ، جنجال های پیرامون این فیلم طاقت فرسا بوده است. ما نمی فهمیدیم چرا ، زیرا در تئاتر (متن ابتدا در تئاتر اجرا شد ، سپس متناسب با سینما ، یادداشت سردبیر) همه گریه می کردند ، همه کف می زدند. هیچ کس خشمگین نبود. علاوه بر این ، هنوز یک شاهکار توسط دیدرو بود. درست است که این کتاب مدتهاست توقیف شده است ، اما این یک شاهکار است. و بله ، فیلم نحوه دید مردم را تغییر داد. نکته جالب این است که افراد زیادی هستند که به من می گویند: "تو کسی نیستی که بازی کنی ، این

آنا کارینا نیست ، بلکه سوزان سیمونین است. این به دلیل عنوان کامل فیلم است ، سوزان سیمونین ، لا مذهبی دیدرو. مردم این را روی پوستر دیدند و فکر کردند این نام ستاره است! مانند آنچه مردم واقعاً نمی خوانند.


اما بسیاری از منتقدان به لطف فیلم به استعداد شما به عنوان بازیگر پی بردند.
ممکن است. من دوست داشتم آن را انجام دهم من کار کرده بودم ، کار کرده بودم ... برای یادگیری فرانسوی ، درست صحبت کردن ... همه چیز از آنجا ناشی می شود: برای یادگیری فرانسه ، به سینما رفتم. آن زمان ده دلار هزینه داشت و شما می توانستید تمام روز را بمانید ، تا نیمه شب. بنابراین من وقتی فیلم وقت می کردم پنج یا شش بار پشت سر هم فیلم را می دیدم. من فیلم ها را با گابین ، با جرارد فیلیپ دیدم ... و در نهایت فهمیدم که ، وقتی جرارد فیلیپ گفت "خانم بخیر عصر" ، این تقریباً همان معنی را داشت که گابین گفت: "سلام پیرزن". و من همزمان با زبان فرانسه کلاسیک عامیانه می آموختم. بعداً ، من دروس آموختم و ژان لوک نیز باعث شد که من خیلی کار کنم.

آیا او شما را در درس همراهی می کند؟ در ابتدا ، او با من آمد. خانمی که به من درس می داد ، تمام سیاست های آن زمان را نیز داشت. به آنها بیاموزید که بیان کنند ، سخنرانی خوبی داشته باشند ، برای تأثیر. یک روز ژان لوک مرا همراهی می کند و همانطور که او کمی اینطور صحبت می کند (او کمی زوز می کند) ، به او گفت: "آقا ، شما زبان نرم دارید اما من می توانم آن را اصلاح کنم ، شما باید یک مداد را در دهان خود بگذارید ، ما باید بیان کنیم آنقدر او را ناراحت کرد که دیگر هرگز نیامد! اوه ، دوست ندارد من این حرف را بزنم! اما چرا ؟ این حقیقت است ، لعنت بر آن!
Le Redoutable را دیده اید؟
نه
آیا نمی خواهید آن را ببینید؟
نه در حال حاضر. من دوست ندارم برای کسی که کارهای بسیار بزرگی انجام داده است اینگونه مورد تمسخر قرار بگیرم. من دوستش ندارم. می مکد من دوستش ندارم. فقط دوست ندارم

شما برای تور خود با فیلیپ کاترین سفر زیادی کردید.
آه بله عالی بود. در کل مدت زمان طولانی ، هفت هشت سال به طول انجامید. در ژاپن می خواستیم وارد صحنه شویم که فیلیپ کاترین از سوراخ پرده نگاه کرد و به من گفت: «آنا! دختران کوچکی هستند که مانند شما در پیروت لوفور لباس پوشیده اند. "و این درست بود! (می خندد) افراد آنقدر زیاد بودند که ما دو کنسرت در توکیو برگزار کردیم. اما ژاپن بسیار عجیب است. عصر اول ، سکوت مرگبار در طول کنسرت. صدا نیست یکی نیست با خودم می گویم که آنها این کار را دوست ندارند. آنها از آن متنفر هستند ، این امکان پذیر نیست ، ما سرزنش خواهیم شد! ما نمایش را تمام می کنیم و آنجا انفجار وجود دارد. مثل بمب. با عجله به صحنه می رود و جیغ می کشد. در حالی که در طول کل برنامه ، سکوت رادیویی. هیچ چی.
و چگونه به فیلیپ کاترین رسیدید؟
من برای یک نمایش برگمان در تور بودم. در آن زمان ، کاترین شناخته شده نبود. ما در Chalon-sur-Saône بودیم و مدیر تئاتر پیشنهاد معرفی ما را داد. مشکل: کاترین فکر می کند این یک شوخی است. مدت زیادی طول کشید تا او فهمید که واقعیت دارد. قرار ملاقات در IVe در پاریس انجام می شود. ما خرچنگ دریایی سفارش می دهیم و کاترین در زندگی هرگز چنین چیزی نداشته است ، بنابراین او کاملا شیفته است. در کل جلسه ، او به سختی به من نگاه می کند. بیرون می رویم و در خیابان ، خود را در مقابل یک تابلوی ایست می یابیم که در آن دو "K" کنار هم نشان شده اند. مانند "کاترین - کارینا". این یک نشانه است. 24 ساعت بعد اولین آهنگ را دارم.
شما همچنین یک رمان پلیسی نوشتید ، مگر نه؟
بله ، شهر طلایی ، اولین کتاب من ، هنگامی که با دنیس (بری ، شوهرش ، یادداشت سردبیر) بودم ، آن را در کالیفرنیا نوشتم ، زیرا او آمریکایی است. تقریباً دو سال در آنجا زندگی کردیم. اما ما در آنجا خسته شده ایم ، هر از چندگاهی روشنفکر وجود دارد ، خوب ، افرادی که کمی آب در مغز دارند اما در غیر این صورت امکان پذیر نیست. اخیراً به آنجا برگشتم و آن را غم انگیز دیدم ... بنابراین از آنجا که دیگر کاری نداشتم ، با خودم گفتم: "می خواهم رمان پلیسی بنویسم. "این 600 صفحه بود ، برای رمان پلیسی خیلی هوشمندانه نیست ... آنها به من گفتند:" آنا به هر حال کمی طولانی است ، 600 صفحه! "

بازدید : 1350
چهارشنبه 7 آبان 1399 زمان : 23:42

- فیلم هفته: آبهای تاریک -
با این داستان واقعی از آبهای مسموم با تفلون ، از یك شركت شیمیایی حریص و غیرمسئول و یك حقوقدان كه برای نشان دادن حقیقت ناامید است ، تاد هاینس سعی دارد ضمن جذب چندین ژانر ، آگاهی های زیست محیطی را افزایش دهد: ، بیوگرافی پزشکی قانونی ، داستان پارانویا ، ملودرام خانوادگی. همه موفق نیستند. اما یک بازیگر خود را استادانه تحمیل می کند: مارک روفالو.

احتمالاً او را می شناسید: او کسی است که در سریال انتقام جویان نقش هالک را بازی می کند. با این حال ، اگرچه او در جایی که بی نقص بود ، نقش های برجسته ای داشته است ، در جزیره شاتر توسط مارتین اسکورسیزی ، به عنوان هم تیمی دی کاپریو ، یا در فاکس کچر بنت میلر که آرامش او با بازی مبهم استیو کارل در تضاد بود ، برای عموم مردم خیلی شناخته شده نیست. Dark Waters بر اساس عملکرد او ساخته شده است و او کاملاً در این کار قانع کننده است. اول ، تشخیص آن دشوار است. او عادت دارد که به شخصیت های خود جذابیتی محتاطانه اما ویرانگر بدهد. در اینجا ، او در نقش یک وکیل نصب شده و بورژوازی ، مانند یک سناتور به نظر می رسد: در حرکات بسیار صرفه جو ، شکم بیرون زده ، ظاهر جمع و جور و ثابت ، احساسات ابتدا خنثی می شود. اما برای جلوگیری از تأمل خسته کننده نبودن ، او نگاه خود را متراکم و قدرتمند می کند. این بازی در ابتدا شامل چین و چروک لب پایین است: این نشان دهنده بی اعتمادی ، سرگردانی ، س silentال سکوت اما عمیق است. تماشای شخصیتی که اظهار نظر و عصبانیت را در خود نادیده گرفته است ، می تواند به سرعت ناسپاس شود. روفالو با تبدیل اقدامات خود به تصمیمات روانشناختی و نگاه به قضاوت های سیاسی ، آن را جالب می کند. وکیل وظیفه پنهان کاری را اعمال می کند. برای تبدیل شدن به یک قهرمان آمریکایی ، او باید عمل کند. شخصیت او نمی کشد ، او حتی خیلی کم التماس می کند ، بیشتر فیلم بیشتر او را نشان می دهد که در حال خواندن و پر کردن پرونده ها است. او آنها را به اعمال فهم و اندیشه تبدیل می کند.
به ندرت دیده می شود که چگونه هوش یک بازی کاملاً هوشیارانه با یک شخصیت مطابقت دارد. اکثر بازیگران آمریکایی برای اقناع مجبورند منفجر شوند. او را عقب نگه می دارد و سرعتش را کم می کند. در این حالت ، او به تام هنکس (زیباتر و مغناطیسی تر) نسبت به مت دیمون (که این بازی را در خدمت شخصیت های خالی ، ناتمام و لاک الکل قرار می دهد) نزدیکتر است. آب های تاریک یک فیلم باران و برف است ، اتفاقاً شبیه Foxcatcher است: روفالو در این رنگ های شسته و فریبنده و منقرض شده عالی است. اختیار او سرانجام به نوعی انعطاف ناپذیری ، خویشتنداری یخی و بسیار دلسوزانه می پیوندد ، جایی که ظاهر کنترل شده در برابر آشفتگی درونی است.

هرچه این فیلم جلوتر می رود ، وکیل هرچه بیشتر در مورد ساخت این شرکت پتروشیمی مطلع می شود ، بازی روفالو بیشتر می شود. وی با لرزش دست روبرو شده است ، استعاره ای واضح برای بیان تردیدهایی که به او حمله می کند ، سقوط تدریجی موقعیت اجتماعی یا شغلی وی. یقین جای خود را به درد و رنج می دهد. این فیلم مانند شخصیت و مانند بازیگر می شود: بیشتر از اینکه ناراحت کننده باشد آزار می دهد. روفالو درد را به عنوان یك وسواس وسواس ناپذیر بازی می كند. این روش او برای به تصویر کشیدن هرج و مرج است. او به گالری شخصیت های شیدایی عزیز تاد هینز و در درجه اول بورژوای امن ، با بازی جولیان مور ، وسواس میکروب ها ، متقاعد می شود که پایان جهان قبلاً اتفاق افتاده است. Dark Waters خوشبین تر از Safe است ، اما گزارش مسمومیت عمومی مخفی مخلوط است. مور به تدریج می خواست خودش را از دنیا و بدنش جدا کند. او در حال ایجاد یک ارواح وحشتناک بود. روفالو بیماری را که می لرزاند با کلمات آزاد کننده مرتبط می داند. بیمار غیرقابل تحقق به چهره ای از حقیقت و سرسختی تبدیل می شود.

بازدید : 1444
چهارشنبه 7 آبان 1399 زمان : 23:42

- در سینماها: MONOS - مصاحبه با Alejandro Landes -
تلاقی مهار نشده بین Apocalypse Now و اعلیحضرت مگس ها ، در اینجا شرح وقایع خشونت آمیز یک آمریکایی در دست یک کماندو از چریک های نوجوان است - وحشیانه تر. این سفر به انتهای جنگل کلمبیا در جستجوی کارایی کابوس ، مصنوعات را چندین برابر می کند ، اما ثابت می کند که الخاندرو لاندز نامی است که باید از او پیروی کند. و همه اینها در مورد کلمبیا ، واقعی ، به ما چه می گوید؟ ملاقات.

چرا بگوییم آدم ربایی در کلمبیا به گونه ای افسانه ای بی انتها است؟ در کلمبیا ، آدم ربایی رایج ترین مورد افراد است. آنها می گویند ما در اینجا در یک روند صلح هستیم. اما کشور من آنقدر جنگ را با روند صلح همراه داشته است که من نمی خواستم فیلم من در مورد آن صحبت کند. از این رو تمایل به گمراه کردن ، از بین بردن زمان ، با این لحن تا حدودی خیالی ، بین خارق العاده و ابررئالیسم ، بین ژانرهای مختلف وجود دارد ... مانند یک رویای بیدار.

اما برای همه اینها ، غیرممکن است که به FARC فکر نکنید ...
بله ، اما به خود بگویید که در کلمبیا بسیاری از سازمانهای مسلح وجود دارد ، بین شورشیان ، ارتش ، مواد مخدر ، شبه نظامیان ... چریک های کاسترو ، مائوئیست ها ، لنینیست ها ، M19 ، ارتش آزادیبخش ملی و البته FARC. هرکدام کدهای خاص خود ، زبان و نشانه های خود را دارند. مورد موجود در فیلم ترکیبی از بسیاری از جناح ها در سراسر جهان است. لباس یکی از نوجوانان از روسها در کریمه گرفته شده است ، بدون نشان ملی ، دیگری مانند جنبش راستافاریان ترس را بر تن می کند. همه آنها چکمه های لاستیکی می پوشند ، که در مقابل چکمه های چرمی ارتش منظم ، یک قسمت اصلی از چریک ها است ، اما در یک زمان دیگر آنها پابرهنه راه می روند ، در حالی که صورت آنها رنگی پوشیده شده است ، مانند "suave pisa" ( ملایم واکر) ، یک گروه نخبه که کمی شبیه مهرهای نیروی دریایی چریکی بود. این یک کد جنگی از جای دیگر ، از ویتنام است. یکی از سریع ترین چیزهای در گردش و به اشتراک گذاری در جهان ، مبارزه با ایده ها است.

به نظر می رسد یک شخصیت به خصوص آزار دهنده باشد ، مرجع آنها ، "el mensajero". ویلسون سالازار ، بله. او یک مبارز سابق FARC است ، جایی که به عنوان "el enano" (کوتوله) شناخته می شد. پدرش در حالی که خیلی جوان بود کشته شد و برای انتقام گرفتن از او وارد خدمت شد. نوعی وضعیت که فیلم نیز درباره آن صحبت می کند. و دقیقاً ، به یک "پیزا شیرین" تبدیل شده است. امروز او یک تحلیلگر جنگ است و در گروه های شورشی متخصص است و در همه این مسائل فوق العاده به ما کمک کرده است.

شما گفتید آدم ربایی در کلمبیا تقریباً امری عادی است ، آیا آن را از نزدیک تجربه کردید؟ من در سائوپائولو ، برزیل متولد شدم و در کویتو ، اکوادور بزرگ شدم. برای مدت طولانی ، من فقط به طور موقت در کلمبیا زندگی کردم. خانواده مادرم ، اهل مدلین ، آدم ربایی های زیادی داشته اند. آخرین مورد ، خواهر پدربزرگم است. اگر بخواهید ، جنگ نوعی آدم ربایی نیز هست: پدربزرگ من ، در واقع ، او در دانشگاه کالیفرنیا تحصیل می کرد که هنگام جنگ جهانی دوم ، در نرماندی ، برای رفتن و جنگ انتخاب شد. ، پنج روز پس از D-Day. و من اینجا هستم ، نوه او ، یک فیلم جنگی مدرن را منتشر می کنم.

به چه معنا ، جنگ مدرن؟
زیرا جنگ امروز ، چه در سوریه ، عراق ، آفریقا یا هرجای دیگر ، در عقب رخ می دهد. آن جنگهای حماسی در خط مقدم از بین رفته است. حتی تصورات پیروزی و شکست نیز تار شده است. به همین دلیل مردم فیلم های جنگ جهانی دوم را دوست دارند: از نظر اخلاقی هنوز نسبتاً واضح بود. پیشانی مشخص شد. امروز ، برای پایان دادن به یک درگیری مسلحانه ، توافق نامه صلح ضروری شده است ، زیرا هرگز به پیروزی کامل پایان نخواهد یافت ، دیگر امکان پذیر نیست. من اخیراً مقاله ای را در نیویورک تایمز خواندم که یادآور نوجوانان جوان مونوس بود ، در مورد یک پسر 18 ساله که با ساده لوحی آمریکایی راهی افغانستان شد تا برای کشورش بجنگد. در آنجا فقط مه جنگ را پیدا کرد.

بازدید : 1456
چهارشنبه 7 آبان 1399 زمان : 23:41

- در سینماها: LA COMMUNION -
موفقیت عمومی عظیم در لهستان ، انتخاب شده در تورنتو ، ونیز و نامزدی اسکار بهترین فیلم خارجی ، احاطه شده توسط هاله ای از فیلم شوك ، كمیون و كشیش جنایتكار آن به اندازه كافی برای یافتن وفاداران جدید است.

پسران در بازداشتگاه جوانان با اره مکانیکی تخته های چوبی ، ادغام مجدد خود را آماده می کنند. سرپرست خانه را ترک می کند ، آنها خود را بر روی یکی از آنها می اندازند و با کوبیدن بیضه های او در کشو او را شکنجه می کنند (شیرین کاری که در خانه تولید مثل نمی شود). گارد دانیل 20 ساله است. او چشمی شیشه ای و بی تفاوت دارد - دیگران را دیده است. از همان ابتدا نگاه سخت ، سرد و جذاب او عبور می کند ، که مدیون چشمان آبی سرلوئی بازیگر جوان ، بارتوز بیلنیا است. سپس صدای فرشته ای او می آید ، در میان توده هایی که او در کنار پدر توماس ، روحانی زندان ، آواز می خواند. دانیل دوست دارد وارد حوزه علمیه شود ، اما برای او توضیح داد که این امر به دلیل سنگین بودن جرمش غیرممکن است (که بعداً نمی دانیم). با آزادی مشروط ، او مجبور است برای کار در یک کارخانه چوب بری در یک شهر کوچک استانی برود. به جز وقتی که به آنجا رسید ، منصرف شد و به یک کلیسا پناه برد. یک دروغ بی ضرر او را وادار می کند تا جای کشیش پیر که در حال ترک کلیسا است ، برود. او علی رغم خودش کمی غاصب می شود و از ملودی های ساده به یک غائله تبدیل می شود ، بنابراین قدرت حیرت انگیز کلمه ای را که در دست دارد کشف می کند.



فاجعه کاتولیک
این "مفهوم عالی" غیرقابل تصور ، یادآور کمدی های خواهر قانون یا ما فرشته نیستیم ، با این وجود درامی است که از یک داستان واقعی گرفته شده است. در یک خبر در لهستان یک جوان 19 ساله به عنوان کشیش به مدت سه ماه حضور داشت. همانطور که در واقعیت ، این مرد جوان به طرز شگفت انگیزی کارآمد ، صادق تر و دارای ذهن باز نسبت به اهالی محله خود است. اما داستان با قرار دادن این داستان در جامعه ای داغدار که با درام مشخص شده است ، بعد دیگری می افزاید. سپس سیر شخصیت اصلی از مسیر شهادت پیروی می کند. برای آمرزش به آنها ، او باید گناهان فدائیان بسته ذهن ، تلخ و خرد را بپذیرد. از آنجا که کمونیون یک فیلم برنامه ای است ، یک فاجعه کاتولیک در چهار عمل که به دنبال آشفتگی توده های همنام انجام می شود. و نقوش مذهبی در همه جا وجود دارد ، از جمله صلیب های پراکنده در سراسر تزئینات و بدن دانیل. این نوع ضد هری پاول - قاتل بزرگوار شب شکارچی - "عشق" و "نفرت" را روی بندهای خود خال کوبی نکرده است ، اما او هنوز زخم های زندگی محکوم خود را دارد. پرستویی که روی سینه اش خال کوبی شده یادآور همه چیزهایی است که او پشت سر گذاشته است ، دقیقاً مانند ملوانان آمریکایی و شاید او به همان جایی که از آنجا آمده برگردد. این تنش از ابتدا تا انتها در فیلم جریان دارد. در ابتدا با دقت کارگردانی ، حساس و شسته و رفته ، غرغر می کند و مات و مبهوت بالا می رود تا جایی که لرزش دوربین ، که از پای آن می افتد ، آشفته ، خشن و در یک پایان انفجاری آزاد می شود. آیا دانیل لعنتی است یا آیا او رستگاری را می داند؟ در پشت او ، نماد Marie Porte-du-Ciel قدرت تصاویر و قدرت شفابخش آنها را به یاد می آورد.

بازدید : 1559
چهارشنبه 7 آبان 1399 زمان : 23:41

- در سینماها: BLUE VELVET -
لینچ پس از شکست فیلم موفق Dune ، که به تدریج کنترل آن را از دست داده بود ، تصمیم گرفت فیلمنامه ای را که قبلاً نوشته بود ، کارگردانی کند. این تمرکز بر روی عناصر ساده ، متعالی به کار رفته است. یک گوش. یه آهنگ. ماسک اکسیژن داستانی از رنگ آبی. این فیلم فرقه ای از سال 1986 به یک افسانه با شکوه درباره خلقت امروز تبدیل شده است.
برای کسانی که با Blue Velvet آشنایی دارند جای تعجب نیست که آیا فیلم بعد از شاهکار Twin Peaks: The Return هنوز پابرجاست یا حتی هنوز هم شایسته دیده شدن است. او دیگر نمی تواند همان کسی باشد که ما در دوران نوجوانی کشف کردیم ، زیرا دیگر نمی تواند آلیاژی منحصر به فرد و غیر قابل عبور بین آبی رویاها و گل رانش باشد. اجازه دهید ما با بازگشت به گذشته فیلم را همراهی کنیم: مال ما ، تماشاگر. از لینچ ، که برای اولین بار تخیل خود را به سمت مخاطبان بسیار زیاد می درخشد. از Twin Peaks ، که Blue Velvet بیش از پیش نویس آن را ارائه می دهد: این اولین سفر ، اولین جلسه است.

دوباره برویم

چه سالی است؟
سال 1986

چه اتفاقی برای کایل مک لاچلان افتاد؟ صورت صاف او به عنوان جفری بومونت سفید بکر است. او نه سختی کوپر را دارد و نه خشونت ناگوار بد کوپ را. او در آستانه وجود خود است. Blue Velvet داستان یک آغاز ناتمام است. هر سه فصل Twin Peaks طول می کشد تا چیزی در چهره لینچ ظاهر شود ، رد پای خستگی آهسته. همان لورا درن. شخصیت سندی اینجا می تواند از Twin Peaks به دایانش بگوید؟ او به دو جهان کاملاً موازی تعلق دارد که در جهل و نادانی کامل نسبت به یکدیگر زندگی می کنند. سندی ، مانند جفری ، نامشخص است ، صفحه ای خالی که Blue Velvet روی آن چیزی نخواهد نوشت ، او در آستانه آرزوی او باقی مانده است. تمام فیلم های لینچ و درن در مورد این یادگیری میل و بدن است. ملوان و لولا کشف عالی است ، INLAND EMPIRE چهره مقصر و رنجدیده ، Twin Peaks: The Return نوستالژی و دیدار بزرگسالان است. در اینجا ، برای شخصیت ها به عنوان بازیگران واقعاً هیچ اتفاقی نمی افتد. Blue Velvet نه چندان منشأ ، بلکه دری است که جفری و سندی قبل از آن در کنار کایل و لورا ایستاده اند: قوز بیش از آغاز.

از طرف دیگر ، لورا پالمر ، در حال حاضر اینجا است ، و نام او Dorothy Vallens است. رنج کشیده و دست نیافتنی ، تحقیر شده و فساد ناپذیر ، مقاوم و عفو شده ، او آنجاست و توسط موهای قهوه ای ایزابلا روسلینی نقاب زده است ، اما اوست. او از مردن برنمی خیزد ، او ثابت قدم به زندگی می چسبد ، اما بیننده حضور او را Eurydice می داند. با این حال یک چیز اساسی تغییر کرده است. دیگر یک دختر نیست ، بلکه یک مادر است. قطعاً تجسم شر فرانک مستلزم این است که او را "بابا" صدا کند. اما دوروتی یک پسر دارد و جفری نیز با ابهام زیادی مانند مادر به او نگاه می کند. شخصیت دوروتی به یک طرح ادیپی پیوند می خورد ، ساخته شده از شرم و وسوسه ، شرم آور و غیر قابل سرکوب. آخرین نسخه لورا پالمر ، در انتهای داستان "بازگشت" ، یک قاتل سرد ، خودکفا و کاملاً تنها است.
لینچ با استفاده از مخمل آبی ، هنوز چهره اسطوره ای پدر فرویدی را که بر همه گروه های انبوه تسلط دارد ، مجسمه می کند. این فقط اولین قدم برای فیلمساز است. کل هدف آفرینش او کشف جنبه کیهانی شر ، رهایی آن از ماتریس پدری آن ، جدا کردن مطلق از شر و کوچک بودن پدر است. محدود به یک بدن ، اغلب گروتسک است (بعداً فرانک اینجا ، باب یا للاند). شر یک بدن نیست ، آن یک چراغ سیاه است ، یک اصل تغییر شکل است که فراتر از آثار فیزیکی است. این صورت فرانک است که توسط ماسک اکسیژنش تحریف شده است.

تعداد صفحات : 2

درباره ما
موضوعات
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    <
    آمار سایت
  • کل مطالب : 21
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 17
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 18
  • بازدید ماه : 18
  • بازدید سال : 203
  • بازدید کلی : 23485
  • کدهای اختصاصی